دیشب یه خواب خیلی بدی دیدم، خدا کنه فقط یه کابوس باشه... همه چی هم باعث می شه که دلهرم بیشتر بشه. چه حس بدی دارم.
هیچ وقت اینقدر مضطرب نبودم.
هیچی آرومم نمی کنه حتی چت کردن که وقتی باهاش خودمو سرگرم می کردم همه چی یادم می رفت.
. انگار باز حس ششمم داره یه چیزایی حدس می زنه که می خواد اتفاق بیفته...
نتونستم احساسمو به کسی توضیح بدم، آخه کسی می فهمه که چی داره توی دل من می گذره؟ هر کسی به فکر خودشه. اگه...
فقط می خوام وقتمو بگذرونم و فکر کنم.
وقتی که راه می رم بیشتر تو فکرم می یاد
+:خب ما هم اینا را می بینیم!
ـ: ما که فقط سنگ قبرشون را می بینیم، پس خودشون چی؟
+: من می تونم ببینمشون! و من اگه زودتر از تو مردم، که ان شاء الله هم همینطوره، خودمو به تو نشون می دم که دلت برام تنگ نشه!
: کی گفته دل من برای تو تنگ می شه؟ من هیچ وقت در نبود تو احساس دل تنگی نمی کنم! (کاشکی می شد همیشه در زندگی شما، شما را ملاقات می کردم، مرده اتان پیشکش!)
چشمایت را ببند…
اگر نمی بندی به من نگاه نکن
لااقل بگذار من چشمانم را ببندم تا چشمانت را نبینم...
میخواهم بسوزانمشان
میخواهم کمی خاکسترش کنم…
میخواهم اتش بزنم انها را!
اری میترسم/
میترسم از چشمانت
اگر روشنتر از این شوند بی هیچ شک و تردیدی ذوب میشوم اینبار
و من میترسم از بودن و ذره ذره نابود شدن
درست مثل ان یخ …
که در اوج تنهایی کنار خیابان ،زیر دستان مرد یخ فروش
به عشق اسمان ابی ذوب شد و شد و شد و شد…
میترسم که مثل ان تکه یخ، بی خبر /
ذوب شوم .../
غرق شوم....../
نیست شوم ..../
از دست دروغاش خسته شدم.
{ش!
امروز هوس کردم بیام و پست های گذشته را دلیت کنم!
امروز بیشتر پستام دلیت شد، (برای چندمین بار است که این اتفاق می افتد)
این قالب هم شاید ششمین قالب این وبلاگ باشد!
بهش گفتم اگه واقعا درست باشه من دعا می کنم که بمیرم، پیش خدا التماس می کنم که منو راحت کنه.
اون گفت: عزیز من تو با کدام رو می خوای بری اون دنیا؟ می خوای جواب سوال جوابهای خدا را چی بدی؟
دیدم راست می گه آخه خدا چی می گه؟
+پی نوشت: دلم می خواد جایی باشه که آنقدر گریه کنم که همه چی یادم بره، آن قدر گریه کنم که از حال برم.
تو بیا تا لحظه ای فراموشش کنم، اگر چه لحظه هایم مملو از او است.
تو، تو با من باش تا خودم را غرق زندگی کنم اگر چه زندگی بدون فکر او عذاب آور است.
تو، تو نمی توانی جای او را بگیری ولی با من باش.
جبران می کنم، قول می دم اصلا به جون خودت راست می گم که جبران می کنم، حالا از دست من دیگه ناراحت نباش. خیلی سخته که از دست من ناراحت باشی.
و به خاطر اينكه فقط چيزي گفته باشه، ـ به دروغ ـ بهم بگه "دوستت دارم"!
